Ho chi Minh
هوشی مینه، رهبر ویتنام، در سوم سپتامبر ۱۹۶۹ (۱۳۴۸ هـ.ش) در ۷۹ سالگی درگذشت. زندگی وی، ساده و نمونه درخشانی از قهرمانی انقلابی بود. نام وی در تاریخ ملت ویتنام جاودانه شد. البته هوشی مین، وحدت شمال و جنوب کشورش را به چشمان ود ندید، ولی برای همیشه در قلب مردم سراسر ویتنام زنده ماند.
در این متن قصد دارم به طور مختصر به زندگی وی بپردازم.
هوشی مینه در سال ۱۸۹۰ در شمال آنام متولد شد. او در سال ۱۹۱۲ با کشتی فرانسوی لاتوش تره ویل با شغل کمک آشپز، به فرانسه رفت. مدتی در مارسی زندگی کرد، چندی بعد به افریقا رفت. در سال ۱۹۱۳عازم لندن شد و مدتی در هتل کارلتون به کار آشپزی پرداخت (در عین حال تاریخ استعمار انگلستان و فرانسه را مطالعه کرد). در پایان جنگ جهانی اول، به پاریس بازگشت و مدت شش سال بهکار عکاسی و روزنامهنویسی پزداخت (البته در تمام این دوران سرگرم فعالیتهای سیاسی نیر بود). نخست، عضویت حزب سوسیالیست را پذیرفت و در سال ۱۹۲۱ وارد جرب کمونیست گردید. اولین مقاله خود را با عنوان "محاکمه استعمار فرانسه" در روزنامه پاریا منتشر کرد. در خلال اینگونه فعالیتها، سازمان "جمعیت ویتنامیها" را تشکیل داد و در جریان کنفرانس صلح ورسای، درخواستی تحت عنوان "حقوق ملل" طی هفت ماده، درباره استقلال ویتنام، از طرف سازمان مزبور، تسلیم متحدین کرد. که در آن، هوشی مین خواستار شد که فرانسه حقوق مردم ویتنام را برای آزادی و دمکراسی و مساوات و حق تعیین سرنوشت، به رسمیت بشناسد. اما کنفرانس، عریضه او را بی جواب گذاشت. با اینکه وی در مصاحبه با روزنامهنگار امریکایی (در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۶) گفت که «من از مسکو درس انقلاب فرا نگرفتم، بلکه فرانسه مهد آزادی و برابری، روح انقلاب را در من دمید» اما انقلاب اکتبر روسیه، در او اثر زیادی بهجا گذاشته بود. وی در سال ۱۹۲۴ راهی مسکو شد و در اجلاس کنگره پنجم بینالمل احزاب کمونیست، شرکت کرد. وی پیش از ترک مسکو، پیامی به مبارزان افریقایی مقیم فرانسه فرستاد و لزوم مراجعت آنها را به کشورهایشان، برای بیدار ساختن مردم و بالا بردن دانش سیاسی آنها را تاکید کرد. پس از مدتی اقامت در مسکو، به چین رفت و در کانتن، "سازمان انقلابی جوانان ویتنام" را بنیاد نهاد و نشریه ای برای آموزش سیاسی جوانان، زیر عنوان "راه پیروزی" منتشر ساخت.
هوشی مینه مدتی در کانتون که مرکز فعالیت انقلابیون چینی بود، آزادانه به فعالیت پرداخت و در آنجا با یک دانشجوی جوان ویتنامی بهنام فام وام دونگ که بهعلت رهبری اعتصاب دانشجویان در هانوی تحت تعقیب بود و به چین آمده بود، آشنا شد. در سال ۱۹۲۷، در یورش چیانکایچک به کمونیستهای کانتون، با نام نگوین به تایلند رفت. در آنجا نیز جمعیت ویتنامیها را تشکیل داد و یک نشریه هفتگی بهنام "بشریت" منتشر کرد، که شماره های آن را به ویتنام میفرستاد. در سوم فوریه ۱۹۳۰ حزب کمونیست هندوچین را بنیاد نهاد. هوشی مینه، همچنان در خارج از ویتنام فعالیت میکرد و با نامهای مختلف، تغییر مکان میداد، چراکه پلیس فرانسه و انگلیس، همهجا دنبال او بودند. یکبار در هونگ کونگ دستگیر شد و پس از رهایی از زندان به سنگاپور رفت. سپس به چین برگشت و به سال ۱۹۳۳ راهی مسکو شد و در انستیتوی لنین مطالعاتی انجام داد. کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، حزب کمونیست ویتنام به کار زیرزمینی پرداخت. هوشی مین در مراجعت به چین خبر شروع جنگ جهانی دوم را شنید. هنگامی که فرانسوییان قرارداد تسلیم ارتش مستعمراتی هندوچین را با ژاپن امضا کردند، هوشی مین، در مرز ویتنام، به فام وان دونگ و جیاپ پیوست و در همین ملاقات بود که تصمیم گرفتند علیه اشغالگران فرانسوی وارد نبرد شوند. در سال ۱۹۴۱ پس از سی سال دوری از وطن، به ویتنام بازگشت و سازمان "آزادی ویتنام، و جبهه" ویت مینه، را ایجاد کرد. کمیته مرکزی حزب، فرانسه و ژاپن را دشمنان مستقیم ویتنام دانست و برای قیام مسلحانه اعلام آمادگی کرد، هوشی مینه پس از چندی به چین رفت تا با دوست قدیمی خود، چوعن لای، ملاقات کند و با پشتیبانی او نهضت مقاومت علیه فرانسه را دنبال نماید، اما به زودی دستگیر شد و بهزندان افتاد. خبر دستگیری او ضربه سختی به یارانش وارد ساخت، ولی آنها مایوس نشدند و راهی را که او انتخاب کرده بود، دنبال کردند. هوشی مینه مدت دو سال از زندانی به زندان دیگری منتقل میشد. در این مدت، سخت رنجور و بیمار گردید و حتا یکبار خبر مرگ او انتشار یافت. پس از رهایی، بار دیگر به ویتنام مراجعت کرد و رهبری مقاومت و مبارزه را علیه اشغالگران فرانسوی بهعهده گرفت.
مـا از مـرگ قـوی تـریـم
مـا چـون بـرنـج زار هـای چـه هـوا
هـر سال درو میشـویـم و سال دیـگـر
دوبـاره، با سـاقـه هـای پـر بـارتـری مـیروییـم.شعری از هـوشـی میــنــه
هوشی مینه طی مبارزات مردم ویتنام علیه فرانوسیها و امریکاییها، سمبل مقاومت بود. او نقش خود را در صحنه سیاست بینالمللی، بهنحوی جالب ایفا نمود و ملتی را در نبر برای کسب استقلال و آزادی به پیروزی رهنمون ساخت و سرانجام در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۶۹ درگذشت.
اگرچه در مقایسه با سالهای گذشته، سلامت من تا حدی ضعیف شده است، اما ذهنم هنوز روشن و سالم است. موقعی که انسان در آن سوی ۷۰ سالگی قرار میگیرد، از این که سلامتی رو به زوال میگذارد نباید متعجب شد. اما چه کسی میتواند پیشبینی کند که من تا چه موقع قادر به خدمت به انقلاب، میهن، و مردم خواهم بود؟ به این دلیل است که من برای آماده شدن برای زمانی که به کارل مارکس و لنین عزیز و دیگر بزرگان انقلابی خواهم پیوست، این چند سطر را از خود باقی میگذارم. ... هر عضو حزب، هر کادر حزب، باید عمیقن با اخلاق انقلابی عجین بوده، و از خود ابتکار، صرفهجویی، پایبندی به اصول، درستی، وقف کامل خود به امور همگانی، را نشان داده و سرمشق از خود گذشتگی باشد. حزب باید پاکیزگی کامل خود را حفظ کند، حزب باید شایسته نقش خود به عنوان رهبر و خدمتگزار صادق مردم باقی بماند. ... تعلیم و آموزش نسل انقلابی آینده یک وظیفه بسیار مهم و ضروری است. ... حزب باید برنامه اقتصادی و فرهنگی مناسبی را تنظیم کند که در آن ارتقای مستمر سطح زندگی مردم در نظر گرفته شده باشد. ... من در طول زندگیام، صمیمانه و با همه توان به میهن، انقلاب و مردم خدمت کرده ام. اگر امروز از دنیا بروم، از هیچ کاری که کرده ام، پشیمان نخواهم بود. تنها افسوس من به این خاطر است که نتوانستم بهتر و بیشتر خدمت کنم. پس از درگذشت من، از مراسم تشیع جنازه با شکوه و اتلاف وقت و پول مردم باید اجتناب شود. در پایان، برای همه مردم، برای کل حزب، کل ارتش، برای برادر زادههایم، برای جوانان و کودکان، محبت جاوید را باقی میگذارم. همچنین درودهای دوستانه خود را به رفقا، دوستان، جوانان و کودکان جهان میفرستم. آرزوی آخر من این است که کل حزب و مردم ما که تنگاتنگ در مبارزه متحد شده، یک ویتنام صلحدوست، متحد، مستقل، دمکراتیک و پیشرفته بنا نهاده و نقش ارزشمندی در انقلاب جهانی ایفا کنند.
از وصیتنامه هـوشـی میــنــه
مورسو روکانتن
زیر نویس :
- بر اساس اظهارات منابع امریکایی، کمکهای نظامی و اقتصادی مسکو و پکن به هانوی و جبهه ملی آزادی بخش، حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است. و هزینه جنگ برای ایالات متحده امریکا ۱۵۰ میلیارد دلار تمام شده (که ۱۴۰ میلیارد دلار صرف هزینههای جنگی شده و ۱۰ میلیارد دلار بهصورت کمکهای مختلف به حکومت سایگون بوده است). بهعبارت دیگر، امریکا برای هر یک از ۲۰ میلیون نفر (جمعیت ویتنام جنوبی) ۷۰۰۰ دلار خرج کرده است. مبلغ مزبور معادل با مجموع تولیدات صنعتی یک کشور بسیار پیشرفته (مانند کانادا) و یا بیش از ۱۰٪ تولید ناخالص ملی ایالات متحده امریکا بوده است.
